درد دلهای ناگفتنی فافا!
تو دلم یه دنیا حرفه که نه میشه به تو که شوهرمی بگم ،نه به
تو که دوستمی بگم،نه به تو که خواهرمی و نه به تو که مادرمی!
شاید نتونی درک کنی،نتونی متوجه بشی من چی میگم و چی
میخوام!
هر جا رو نگاه میکنم ، هر گوشه و کنار زندگی شخصی و عمومی!خودمو
که نگاه میکنم میبینم که همه جا کوتاه اومدم!
برای دل تو،برای اینکه ناراحت نشی،برای اینکه تو! کم
نیاری!، برای اینکه نخواستم خراب شه،کوتاه اومدم برای اینکه دلم سوخت و خرم کردی!
ولی الان دیگه نباید کوتاه بیام نباید کم بیارم و باید جلوت
واستم ولی بازم...
حق با منه و اینو میدونم و مطمئن ولی...تو چی؟ تو که داری
تموم میشی چی؟؟!
گاهی حتی اشک هم نمیتونه سبکت بکنه...
گاهی نمیتونم درک کنم و بفهمم خوبی زیاده از حد رو! مخالفش
میشم وبعدش از اون دنیام و عاقبتش میترسم!ولی...ولی منم آدمم!
کاش فقط اینو میفهمیدی که منم خیلی چیزا میخواستم و نشد!
کاش فقط اینو میفهمیدی که منم خیلی خسته شدم و خیلی تلاش
کردم...
میفهمی! میدونم که میفهمی ولی فهمیدن به عکس العمله نه حرف زدن!
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط فافا
|
جا مانده است، چيزي جايي، كه هيچ گاه ديگر، هيچ چيز، جايش را پر نخواهد كرد، نه موهاي سياه، نه دندانهاي سفيد!