ثبت خاطره دومین سالگرد ازدواجمون...
شب ميلاد امام مهربونمون ، امام رضا، شب دومين سالگرد ازدواجمون - قمري – توي صحن انقلاب، كنار همراه زندگيم ، روبروي گنبد طلايي رئوف ترين ، ميگم عيدي امشب و هديه سالگرد ازدواجمون؟
چي باشه خوبه؟
هر چي... نميدونم،بهترين چيز!
دو تا فيش ثبت نامي مكه خوبه؟...
تو اون لحظه فقط من بودم و اون و يه امام مهربون كه شاهد بود... فقط به چشاش نگاه كردم و موج اشكام بود كه صورتم رو نوازش ميداد...
ممنونم... يه دنيا ، يه دنيا ممنونتم آقا سيد....
فقط من و اون ميتونيم قدر اين فيش ها رو توي اين شرايط سخت بدونيم...
+ نوشته شده در شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط فافا
جا مانده است، چيزي جايي، كه هيچ گاه ديگر، هيچ چيز، جايش را پر نخواهد كرد، نه موهاي سياه، نه دندانهاي سفيد!